نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی
تاریخ انتشار : یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

به نظر می رسد مناسب ترین نام برای گروه تروریستی داعش این نام باشد.

 




:: برچسب‌ها: داعش, الدوله الاسرائیلیه, عراق سوریه
تاریخ انتشار : پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی
منبع : meykade-roohani.blogfa.com



:: برچسب‌ها: غیبت, علامه طباطبایی, اثر غیبت
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٢ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

هر دم از این باغ بری می رسد.

محمد بن عبدالرحمن العریفی در اقدامی جنجالی که واکنش مفتی‌های افراطی سعودی نظیر صالح فوزان را برانگیخت، قرآن را به تمسخر گرفته و سوره‌ای به نام «تفاح» (سوره سیب) جعل نمود و آن را با لحن و آهنگ قرآنی، قرائت نمود. وی در این سوره جعلی به زبان عربی می‌گوید: «ذهب احمد إلى السوق ، واشترى تفاحة ، ثم رکب الأتوبیس، ثم رجع إلى شقته وضیع المفتاح، ثم دخل إلى بیت جیرانهم ودخل إلى بیته و ارتاح» «احمد به بازار رفت، یک سیب خرید، سپس سوار اتوبوس شد، سپس به آپارلمان خود بازگشت و کلیدش را گم کرد، سپس به خانه همسایگانش رفت و وارد منزل خود شد و به استراحت پرداخت».

 

 

لینک دانلود فیلم




:: برچسب‌ها: سوره جدید در قرآن وهابیت, سوره سیب, محمد العریفی, تمسخر قرآن
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

مقالات و کتبی پیرامون سبک زندگی اسلامی و سبک زندگی غربی

جهت دانلود کتابها اینجا

و جهت دانلود مقالات اینجا

کلیک کنید.

بعد از دانلود باید فایلها را    (باز ) Extract کنید.

رمز باز کردن   hval.persianblog.ir   می باشد.

بهتر است رمز به صورت دستی وارد شود.




:: برچسب‌ها: سبک زندگی اسلامی, سبک زندگی غربی, کتابهای سبک زندگی, مقالات سبک زندگی
تاریخ انتشار : دوشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٢ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

 

 آمیزش جنسی با محارم در دین زردشت

 

در متون پهلوی و متون فقهی دین زرتشتی اصطلاحی به نام «خویدوده» دیده می‌شود که اغلب دانشمندان و پژوهشگران دین زرتشتی و مترجمان پهلوی آنرا به معنای «ازدواج با محارم/ ازدواج با نزدیکان» گرفته‌اند

در باره خویدوده از جمله در کتاب‌های زرتشتی «روایت پهلوی»، «مینوی خرد»، «روایت آذرفرنبغ فرخزادان»، «ارداویراف‌نامه»، «دینکرد»، «دادستان دینی»، «روایات داراب هرمزد» و «زادسپرم» سخن رفته است. به موجب این متون، خویدوده پدر و دختر، خویدوه مادر و پسر، و خویدوده برادر و خواهر از شایسته‌ترین و مهمترین دستورات دینی زرتشتی و بزرگ‌ترین ثواب‌ها است که اجرای آن موجب رسیدن سریع‌تر به بهشت، و اختلال در اجرای آن جزو بزرگترین گناهان دانسته می‌شده است (مینوی خُرد، بخش ۳۵ و ۳۶؛ روایت پهلوی، فصل هشتم).

               

آذرفرنبغ (موبد بزرگ زرتشتی) در فصل هشتادم از کتاب سوم دینکَرد، خویدوده را سنتی برگرفته از آمیزش اهورامزدا ( خدا در باور زردشتیان ) با دخترش سپندارمذ می‌داند که مشی و مشیانه (نخستین آدمیان و نخستین برادر و خواهر) آنرا ادامه دادند تا به نسل همه مردمان گیتی برسد. او هرگونه آمیزش به غیر از روش خویدوده را با آمیزش گرگ و سگ، و آمیزش اسب و خر مقایسه می‌کند که محصول جفت‌گیری آنها از نظر نژادی پست و فرومایه خواهد شد. این نکته‌ای است که مورد توجه و تأکید زادسپرم (پیشوای بزرگ زرتشتیان) نیز قرار گرفته و در بخش بیست و ششم کتاب گزیده‌های زادسپرم، خویدوده را موجب تولید نسل پاک دانسته است.

آذرفرنبغ هر کس را که با خویدوده مخالفت ورزد و آنرا سبک بشمارد، از تبار دیوان ( شیاطین ) و دشمنان مردم می‌داند.

او همچنین در پاسخ به مخالفان خویدوده و برای توجیه و تبلیغ دینی و ذکر محاسن آن، یادآور شده است که آیا بهتر نیست اگر زخمی در آلت تناسلی مادر یا خواهر یا دختر وجود داشته باشد، پدر یا پسر یا برادر آنرا ببینند و بر آن دست برند و مرهم  ( دوا ) نهند؟

در فصل هشتم از متن «روایت پهلوی» برای تشویق مردم به اجرای خویدوده چنین توجیهی را آورده‌اند که اهورامزدا به زرتشت دستور اجرای خویدوده را می‌دهد و می‌گوید این کاری است که من با دخترم سپندارمذ انجام دادم و مشی نیز با مشیانه انجام داد.

در فصل ۸۶ از متن پهلوی ارداویراف‌نامه به زنان هشدار داده شده است که چنانچه از خویدوده ( نزدیکی جنسی با محارم ) خودداری کنند و آنرا سبک بشمارند، وارد دوزخ خواهند شد و در آنجا مارهای بزرگی وارد اندام تناسلی‌اشان خواهد شد و از دهانشان بیرون خواهد آمد.

به موجب فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موجود در کتاب «روایت آذرفرنبغ فرخزادان» اگر دختر یا خواهر مردی به خویدوده با او رضایت و موافقت نداشته باشند، مرد می‌تواند از زور استفاده کند و زن را وادار به اینکار کند.

چنین تهدیدهایی نشانه آنست که عموم مردم از این دستور دینی رویگردان بوده‌اند و موبدان ( روحانیون زردشتی ) می‌کوشیده‌اند تا با نسبت دادن خویدوده به اهورامزدا و زرتشت و بیان تشویق از یکسو و تهدید از سویی دیگر، مردم را وادار به انجام آن کار کنند. نشانه دیگری از رویگردانی مردم این است که در پایان بخش هشتم از کتاب روایت پهلوی، زرتشت به اهورامزدا می‌گوید: «این کار سخت و دشواری است و چگونه می‌توانم خویدوده را در میان مردم رواج دهم؟» و اهورامزدا جواب می‌دهد: «به چشم من نیز چنین است، اما وقتی کردار نیک باشد، نباید دشوار و سخت باشد. به خویدوده کوشا باش و دیگران را نیز کوشا کن».

با توجه به برخی شواهد، به نظر می‌رسد که منظور از خویدوده منحصراً «ازدواج با محارم» نیست و معنای «همخوابگی ( نزدیکی جنسی ) با محارم» را نیز می‌دهد. چه به شکل ازدواج باشد و چه به شکل هم‌بستری‌‌های موردی یا مکرر. به این عبارت‌ها که در فصل هشتم کتاب روایت پهلوی آمده است، توجه کنیم و ببینیم آیا این توصیه‌های دینی مفهوم «ازدواج» را می‌رساند یا مفهوم «همخوابگی ( آمیزش جنسی )» را:

«اگر مردی یک خویدوده با مادر و یکی نیز با دخترش کند، آنکه با مادر بوده، برتر از دختر است». «اگر با دختر و خواهرش خویدوده کرده باشد، آنکه با دختر بوده، برتر از آنست که با خواهر بوده باشد». «اگر پدری با دختر حلال‌زاده و تنی خودش خویدوده کند، برتر است؛ اما اگر با دختر نامشروع خودش که محصول آمیزش با زن دیگران بوده باشد، خویدوده کند، باز هم ثواب می‌برد». «روزی جمشید با خواهرش جمک بخوابید و از ثواب این همخوابگی بسیاری از دیوان ( شیاطین ) بشکستند و بمردند». «اهورامزدا به زرتشت گفت که خویدوده بهترین و برترین کارها است. کسی که یکبار نزدیکی کند، هزار دیو می‌میرد؛ اگر دوبار نزدیکی کند، دو هزار دیو می‌میرد؛ اگر سه بار نزدیکی کند، سه هزار دیو می‌میرد؛ اگر چهار بار نزدیکی کند، مرد و زن رستگار خواهند شد». «پسر به مادر و پدر به دختر و برادر به خواهر باید بگوید که تن خود را برای آمیزش کردن به من بده تا اهورامزدا را خشنود کنیم و جای نیکی در بهشت بیابیم».

عبارات بالا و بخصوص انجام چندین باره خویدوده توسط یک شخص بر روی مادر و خواهر و دختر خود، نشان می‌دهد که منظور از خویدوده در دین زرتشتی «ازدواج با محارم» نیست، بلکه «همخوابگی و آمیزش با محارم» است.

منابع :

آذرفرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد، ترجمه فریدون فضیلت، کتاب سوم، جلد یکم، تهران، ۱۳۸۱، صفحه ۱۴۳ تا ۱۵۲٫
ارداویراف‌نامه، ترجمه به فرانسه از فیلیپ ژینیو، ترجمه به فارسی از ژاله آموزگار، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۲، صفحه ۹۱٫
روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغ‌بیدی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۶٫
روایت پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران، ۱۳۹۰، صفحه ۲۱۹ تا ۲۲۹٫
زادسپرم، گزیده‌های زادسپرم، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، ۱۳۶۶، صفحه ۳۷٫
مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، ویرایش سوم، تهران، ۱۳۸۰، صفحه ۵۰ تا ۵۲٫

به نقل از سایت http://ghiasabadi.com/xwedodah.html




:: برچسب‌ها: ازدواج با محارم ازدواج خواهر و برادر, زنای خواهر و برادر, زنا با محارم, ازدواج با مادر خویدوده
تاریخ انتشار : شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

یک روز بعد از شهادت امام حسن عسکری (ع) یعنی در روز نهم ربیع الاول و همزمان با آغاز امامت حضرت حجت بن الحسن (عج) گروهی از افراطی های منتسب به شیعه با عنوان اینکه امروز روز کشته شدن عُمَر بن خَطّاب خلیفه دوم اهل سنت به دست پیروز نهاوندی (ابولؤلؤ) است را جشن می گیرند.

اینکه عُمَر بن خَطّاب در این روز کشته نشده از بدیهیات است و تقریبا همه منابع موثق تاریخی روز ضربت خوردن عُمَر را روز 26 ماه ذی حجه و روز مرگ وی را اول محرم ذکر کرده اند. روز نهم ربیع الاول روز مزگ عُمَر بن سعد (فرمانده سپاه شام در واقعه عاشورا) است که توسط عوام اشتباهاً به نام عُمَر بن خَطّاب نامیده شده است.

خوشبختانه این جشن فتنه انگیز در سالهای اخیر بسیار محدود شده و بصورت مخفیانه برگزار می گردد.

  این جشنهای بی اساس در طی چند قرن باعث عمیق تر شدن شکاف بین مسلمین و تشدید تفرقه و نزاعها شده که صد البته دشمنان دین بهره کافی از آن برده اند.

از طرفی دیگر پیروز نهاوندی (قاتل عمر) که یک زردشتی یا مسیحی بوده را از صحابه خاص امیر المومنین علی (علیه السلام) می دانند و مرگ وی در مدینه بر اثر خودکشی را انکار کرده و بقعه ای در کاشان را به او نسبت داده و گاهی به زیارت آن می روند. ( خدا ما را از جهالتهای آخرالزمان حفظ کند.)

 این هم کتابی مفید در همین زمینه




:: برچسب‌ها: عمر کشان عمر کشون, عمر بن خطاب, نامه عمر به یزدگرد, ابولولو (پیروز نهاوندی)
تاریخ انتشار : دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی
تاریخ انتشار : شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

سالروز شهادت ابی عبدالله الحسین و یاران وفادار آن حضرت در دشت کربلا را به همه دوستداران آن حضرت تسلیت می گوئیم.

 

از خدا بخواهیم ما را رهرو ایشان قرار دهد.

سوگواری و عزاداری حسین بن علی (ع) مختص شیعیان نیست. بلکه مسیحیان و زردشتیان هم برای آن حضرت عزاداری می کنند. 

در آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی در کشورهای ترینیداد و توباگو و جامائیکا مراسمی در روزهای محرم برگزار می شود که به آن (تَجَه) یا هوسی { احتمالا برگرفته از حسین (ع) } گفته می شود. مراسم تابوت بخشی از این مراسم است که طی آن تابوتی را که جهت نمایش ساخته اند بعد از اجرای نمایش به آب می اندازند.




:: برچسب‌ها: عزاداری مسیحیان و زردشتیان, هوسی, مراسم هوسی در جامائیکا و ترینیداد و توباگو, عزاداری امام حسین (ع) در سایر ادیان و مذاهب
تاریخ انتشار : یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

به مناسبت هفتم آبان ماه سالروز تولد کوروش هخامنشی

گفتم چه خوب است از قافله عقب نمانم و من هم به کوروش تولدش را تبریک بگویم.

بله !!!

2564 سال قبل !!! در چنین روزی نوزادی به دنیا آمد که موفق به نابودی مادها شد و توانست دومین حکومت شاهنشاهی را در ایران پایه ریزی کند.

جنگهای متعددی با همسایگان ایران کرد اما حتی یک نفر را هم نکشت!!!

جنگهای متعدد این مرد پارسی فقط جنبه خداجویی داشت و اصلاً طمعی به تسخیر سرزمینهای اقوام همسایه نداشت.

او حتّی پیامبر هم بود. یعنی راستش را بخواهید خودش هیچ وقت و هیچ جا ادّعای پیامبری نکرد (خب شاید مأمور به تقیّه بوده ما چه می دانیم!!!)

پیامبرش کردند!

عجب زمانه ای شده. چرا باید پیامبرش کنند کسی را که اصلاً  ادّعای پیامبری هم نکرده ؟

لابد برای بعضی ها نان دارد. و ...

خب . سرتان را درد نیاورم .

 کوروش اُسرای یهود را از زندان بُخت نصَّر در شهر بابِل (در عراق) نجات داد و نزد یهود به عنوان یک قهرمان ، محبوب شد.

حتّی نامش در کتب عهد عتیق هم آمده . باور کنید . خودم دیدم .

اینکه چگونه این اسم وارد کتب عهد عتیق شده یا آن را وارد کرده اند به خودشان مربوط است.

اینکه تورات قبل از ظهور کوروش فرستاده شده و اینکه تورات فعلی کمترین شباهتی به تورات حقیقی ندارد و ... هم به خود صهیونیستها مربوط است.

امّا ببینید چند سالی می شود که جناب کوروش را چنان حلوا حلوایش می کنند که بیا و ببین.

البته همه اینها اتفاقی است. کسی هم نگفته صهیونیستها در این تبلیغات دست دارند. اینها (صهیونیستها) مردمی دلسوز هستند و می خواهند همه دنیا را آباد کنند (مثل فلسطین و جنوب لبنان و ...) باور کنید اینجوریه .

شیطان پرستی و کابالائیسم را هم صهیونیستها ترویج نمیدهند. همه اینها تهمت است.

ترویج پان ایرانیسم و پان ترکیسم و ... را هم به این بیچاره ها نسبت می دهند . عجب مردمی هستند آنهایی که به این صهیونیستهای مظلوم و ستمدیده !!! ستم  می کنند.

خب بگذریم.

کوروش عزیز من می دانم صهیونیستها از ترویج اسم تو هیچ سودی نمی برند.

کوروش جان من صمیمانه تولدت را بهت تبریک میگم. همچنین پیامبری دیر هنگامت را. واقعاً غنیمته قدرشو بدون. شاید تو خواب هم نمی دیدی پیامبر بشی.

مکتب پان ترکیسم تو را به شدت تحقیر کرده . در عوض پان ایرانیسم حسابی برات کلاس گذاشته. برات منشور حقوق بشر !!! درست کردن . نمی دونی چقدر خوشکله !

کوروش جان خوش به حالت که می دونستی حقوق بشر چیه. الان که قرن بیست و یکم هست و 2564 سال از تولدت می گذره کسی نمی دونه حقوق بشر چیه؟

باورکن ، کشتار هر روزه مردم میانمار و فلسطین و بحرین و ... به جرم نداشته ، شده حقوق بشر در قرن بیست ویکم.

نمی دونم شاید اصلاً مردم بحرین و میانمار و فلسطین بشر نباشند تا حقوق بشر  در مورد آنها صدق کنه.

شاید هم باید اسمش را می گذاشتند (حقوق بشر غیر مسلمان) . آن وقت دیگر کسی حق اعتراض و گلایه نداشت.

کوروش جان وصیّت نامه های  قشنگی همین سالهای اخیر برای تو  و داریوش ساخته اند ، که انصافاً اگر خودت هم ببینی کلی خوشحال میشی.

ببین چقدر خاطرخواه داری

ببین چقدر خاطرخواه داری که حتّی به پیامبری تو راضی نمی شوند و تو  را خدا می دانند.

بله تو را خدا می دانند و بر قبرت سجده می کنند.

میگی نه؟  نگاه کن

ما به پیامبری تو راضی شده بودیم. یک شبه خدا هم شدی.

          

ارادتمندان به قبر تو خالی کوروش که مراحل تکامل را یکی بعد از دیگری طی کرد.

اول بزرگ مرد آریائی

بعد پیامبر

و اکنون خدا.

فردا ...

کتابی مفید در همین زمینه




:: برچسب‌ها: تولد کوروش هخامنشی, سجده بر قبر کوروش, کوروش پیامبر, وصیت نامه و منشور کوروش
تاریخ انتشار : یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

چند حدیث زیبا از امام رضا (ع)

 

دوست هر کس عقل او و دشمنش جهل اوست.

از اخلاق پیامبران نظافت و پاکیزگی است.

مومن واقعی نیست مگر آنکه سه خصلت در او باشد:

سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. اما سنت پروردگارش، پوشاندن راز خود است، اما سنت پیغمبرش مدارا و نرم رفتاری با مردم است و اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.

ویژگی های دهگانه عاقل

عقل شخص مسلمان تمام نیست مگر اینکه 10 خصلت را دارا باشد:

1ـ از او امید خیر باشد 2ـ از بدی او در امان باشند 3ـ خیر اندک دیگری را بسیار شمارد 4ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود 6ـ در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگری محبوبتر باشد 8ـ خواری در راه خدایش از عزت بـا دشمنش محبوبتر باشد 9ـ گمنامی را از پر نامی خواهانتر باشد 10ـ سپس فـرمـود: دهمی چیست و چیست دهمی؟ به او گفته شد: چیست؟ فـرمـود:
احدی را ننگرد جز اینکه بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.


نشانه های فهم

از نشانه های دین فهمی حلم و علم است و خاموشی دری از درهای حکمت است. خاموشی و سکوت دوستـی آور و راهنمای هر کار خیری است.

دست بوسی نه

کسی دست کسی را نمی بوسد زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن برای اوست.






بدترین مردم

به راستی که بدترین مردم کسی است که یاری اش را (از مردم) باز دارد و تنها بخورد و زیر دستش را بزند.





:: برچسب‌ها: حدیث از امام رضا (ع), امام رضا (ع), دست بوسی
تاریخ انتشار : جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

شیعه شدن فیلیپ سندروس
<iframe src="http://www.aparat.com/video/video/embed/videohash/fVway/vt/frame" allowFullScreen="true" webkitallowfullscreen="true" mozallowfullscreen="true" height="60" width="80" ></iframe>




:: برچسب‌ها: شیعه شدن فیلیپ سندروس, فیلیپ سندروس
تاریخ انتشار : پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

چند وقتیست نامه هایی جعلی تحت عنوان نامه های عمر بن خطاب (خلیفه دوم مسلمین) و یزدگرد سوم ساسانی (آخرین پادشاه سلسله ساسانیان) در فضای اینترنت منتشر می شود که البته جاعلان سعی در مستند نشان دادن این نامه ها دارند و برای اثبات مدعایشان متوسل به هر ترفندی می شوند.

از جمله این ترفندها، ادعای نگهداری نسخه اصلی نامه ها در موزه لندن می باشد که البته دروغ محض بوده و کسانی که با موزه لندن آشنایی کافی دارند خود می دانند که چنین نامه هایی نه تنها در موزه لندن بلکه در هیچ جای جهان (جز فضای مجازی) موجود نمی باشند.

ترسیم چهره ای کاملا مودب و با فرهنگ بالا برای یزدگرد و ...  که با توجه به متن نامه جعلی منسوب به وی خلاف آن به سادگی اثبات می شود.

ادعا شده زمان نگاشته شدن این نامه‌ها مربوط می‌شود پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجامید.» در حالی که فاصله میان دو جنگ مذکور، حدود هشت سال بوده نه حدود چهار ماه (جنگ قادسیه در سال ۱۴هـ . ۶۳۵م (فرهنگ معین، ج ۶، ص ۱۴۲۴) و جنگ نهاوند در سال ۲۱هـ . ۶۴۲ م (تاریخ سیاسی ساسانیان، مشکور، ج ۲، ص ۱۳۷۴) روی داده است.) 

تصاویری نیز در بعضی سایت ها برای آن ارایه شده و خطوطی که دیده می شود مشابه خط کنونی عربی می باشد.

نمایی از نامه ی عمر بن الخطاب به یزدگرد سوم

و اما متن نامه جعلی منسوب به عمر بن خطاب (خلیفه دوم مسلمین)

 

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب

نشانه های جعلی بودن نامه

۱ــ خط رایج در آن زمان‌ عربستان خط آرامی یا سریانی بوده است اما نامه عمر به خط کنونی عربی است.

۲ــ خط کنونی عربی نوعی تکامل یافته از خط کوفی است که مدتها پس از عمر بن خطاب در زمان حجاج بن یوسف و به سفارش او توسط ایرانیان که به کار دبیره اشتغال داشتند ابداع شد. این خط که از خط پهلوی ساسانی اقتباس شده، نیم نگاهی هم به خط سریانی داشته است.

۳ ــ در خط پهلوی و خط کوفی که تازه حدود ۸۰ سال بعد از هجرت پیامبر ابداع شده نقطه وجود ندارد و نامه های منتشرشده پر از نقطه است.

۴- بیش از ۱۴۰۰ سال از روزگار خلیفه دوم و یزدگرد سوم می‌گذرد، این دو نامه در تألیفات هیچ یک از مورخان و محققان بزرگ قدیم و جدید ایرانی و غیر ایرانی که حوادث مربوط به جنگهای صدر اسلام را گزارش کرده‌اند، نقل نشده است.

تاریخ طبری، ابن ‌کثیر، تاریخ سیاسی ساسانیان (تألیف دکتر مشکور)، ایران در زمان ساسانیان (تألیف کریستن سن)، ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان (تألیف نولدکه، ترجمه زریاب خوئی)، از پرویز تا چنگیز (تألیف تقی‌زاده)، تمدن ایران ساسانی (تألیف ولادیمیر گریگورویچ لوکونین)، ایران در آستانه یورش تازیان (تألیف آ.‌ای کولسنیکف)، مطالعاتی درباره ساسانیان (تألیف کنستانتین اینوسترانتسف)، اسلام در ایران پطروشفسکی...همه در دسترس است و در هیچ یک از این مآخذ، نام و نشانی از نامه های ادعا شده نیست.

۵- این نامه‌ ها را هیچ کدام از تاریخ‌نویسان بزرگ قرون اولیّه اسلامی نیز ثبت نکرده‌اند. ابن‌سعد، ابن عبدالحکم، دینوری، بلاذری، یعقوبی، طبری، مسعودی و کندی ــ حتی اشاره‌ای کوچک به آن نکرده اند.

۶- حکیم ابوالقاسم فردوسی با در دست داشتن بیشتر منابع مکتوب عهدِ خود، اشاره ای به مکاتبات بین عمر و یزدگرد سوّم ندارد و در عوض مکاتبات بین رستم فرخزاد و سعد وقاص را می‌آورد که اهمیتی بس کمتر دارد.

۷ ــ مسلمانان بدون استثناء نامه های‌ خود را با بسم الله شروع می‌کردند. نامه ی عمر با نام خدا شروع نمی‌شود. البته به تازگی یک بسم الله الرحمن الرحیم به نامه عمر اضافه شده است. تا الان چند بار نامه عمر را عوض کرده اند.

۸ ــ در روزگاری که مسلمانان روی قرآن حساسّیت داشتند ــ عمر بن خطاب کوچک‌ترین اشاره‌ای به آن در نامه‌اش نمی‌کند و حتی به ‌رسم آن روزگار در ابتدای نامه به رسالت پیامبر(ص) اشاره‌ ندارد و این خلاف قاعده مرسوم است.

۹ ــ در نامه عمر به یزدگرد نوشته شده: « الله اکبر را پرستش کن... الله اکبر را خدای خودت بدان »

الله اکبر که بصورت جمله است مبتدا و خبر، و خدا بزرگتر است به صورت صفت و موصوفی در آمده است.

الله اکبر را پرستش کن. بی معنی است و اینکه عمر، الله اکبر به کسر «الله» را در نظر داشته که صفت و موصوف است، واقعیت ندارد. البته در نسخه‌های جدید این نامه ها، جای الله اکبر، الله گذاشته‌اند.

۱۰ ــ نامه حضرت محّمد(ص) به خسرو پرویز یا هرقل در تاریخ یعقوبی نشان می‌دهد که در نامه نگاری های آن ‌زمان سابقه نداشته کسی نامه‌اش را اینگونه تمام کند : خلیفه مسلمین، فلانی

11 ـ در ابتدا و پایان نامه به جای اسلام بیاور تاکید شده با من بیعت کن. لفظ بیعت میان همفکران و هم‌کیشان به کار می‌رود و عمر نمی‌تواند کسی را که هنوز اسلام نیاورده، به بیعت فراخواند.

 

این هم تصویر نامه جعلی منسوب به یزدگرد

 

نمایی از نامه ی پاسخ یزدگرد سوم به نامه ی عمربن الخطاب

 

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمین های پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عرب ها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان

به نام اهورا مزدا، آفریننده زندگی و خرد؛

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی؛ به راه خدای راستینت، الله اکبر؛ بدون اینکه هیچ گونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عرب ها را برای خودت غصب کرده ای، در حالی که آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عرب های پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابان های عربستان و انسان های عقب مانده بیابان گرد است.

مَردَک! تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم، در حالی که نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر، این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانی که ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم، و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دست هایمان به اهتزاز درمی آوردیم، تو و پدران تو داشتید سوسمار می خوردید و دخترانتان را زنده به گور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید، برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید؛ شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زن ها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروان ها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را می دزدید، و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با این همه اعمال قبیح که انجام می دهید، چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو به من می گویی از پرستش آتش دست بردارم؛ ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش، ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلب هایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این به ما کمک می کند تا با همدیگر مهربان تر باشیم، و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم. ما به همنوع کمک می کنیم، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسان ها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیشرفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم؛ در حالی که شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته می کشید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید. شما رفتارهای شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول این همه فاجعه است؟ آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟ یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیرهایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما، درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو به جز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عرب ها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خوردند و حالا مردم ما به زور شمشیر مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی این بار به زبان عربی؛ چون گویا الله شما فقط عربی متوجه میشود.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابان هایی که پیش از این عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزید، به همان زندگی قبیله ای، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدن ها.

من تو را نهی می کنم از این که این دسته های دزد را در سرزمین آباد ما رها کنی؛ در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما جایی برای شما وجود ندارد.

این چهار پایان سنگدل (ارتش اعراب) را آزاد مگذار تا مردم ما را بکشند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند؛ به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایی ها بخشنده، خونگرم، و مهمان نوازند؛ انسان های پاک به هر کجا که بروند تخمِ دوستی، عشق، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت. بنابراین آنها تو و مردم تو را به خاطر این کارهای جنایتکارانه ات مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابان های عربستان بمانی، و به دلیل داشتن عقاید ترسناک و خوی وحشی گری، از نزدیک شدن به شهرهای آباد و متمدن ما خودداری کنی.

یزدگرد سوم ساسانی.

 

ایرادات وارد شده بر نامه جعلی منسوب به یزدگرد سوم

۱ ــ در آیین زرتشت سابقه نداشته که از انسان ها با عبارت فرزندان خدا یاد کنند.

(ای عمر) «زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می‌پروراندیم...تو و پدران تو داشتند سوسمار می‌خوردند...شما تازیان که دم از الله می‌زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید، شما فرزندان خدا را گردن می‌زنید...»

فرزندان خدا بیشتر در مسیحیت و به گونه ای خفیف تر در یهودّیت به چشم می‌خورد.


2 ـ « مَردک، تو به من پیشنهاد می‌کنی که خداوند یکتا را بپرستم...»

سراسر نامه منسوب به یزدگرد علاوه بر اصطلاحات ژورنالیستی امروزی، مملو از فحاشی‌ و نژادپرستی است:

سگ شکاری، عرب‌های پست و مزخرف‌گو...انسان‌های عقب مانده بیابان گرد، تو و همدستانت. سوسمار خوردن‌ها و شیر شتر نوشیدن‌ها...

لحن دشنام گونه نامه یزدگرد با گفتار نیک که زرتشت مبشر آن بوده، هیچ نسبتی ندارد. ضمناً متن حماسی و رومانتیک و حقوق بشری نامه یزدگرد مصنوعی می‌نماید.

3 ـ در بخشی از نامه یزدگرد آمده است:

«افسوس و ای افسوس... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند.»

اما چند خط پایین‌تر می‌خوانیم که:

«من از تو می‌خواهم که با الله اکبرت در همان بیابان‌های عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمّدن ما نزدیک نشوی» معلوم نیست که سپاه عمر در بیابان‌ها ماند و یا حمله کرد.

4 ـ یک نکته ظریف واژه مزخرف در نامه یزدگرد است.

«ای عمر ...آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عرب های پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابان های عربستان و انسان های عقب مانده بیابان گرد است...»

واژه مزخرف زمانی باب شد که اعراب به کاخ شاه شاهان آمدند و دیدند دیوار ها همه زرّین است. با این تصّور که همه این ها طلا هستند شروع کردند به کندن اما متوجه شدندتنها ظاهر دیوارها شبیه طلا است.

زخرف به معنای طلا است و این ها چون فهمیدند که گول خوردند اسم آن را گذاشتند مزخرف، یعنی طلایی، زر اندود. مزخرف بعدها به معنی دروغی که به راست آراسته شده، قلابی و سخن باطل هم به کار رفت. کلمه «مزخرف گو» چگونه وارد نامه یزدگرد شده است؟

5 ـ گزارش‌های مورخان نزدیک به عصر یزدگرد، نامه منسوب به وی را زیر سئوال می برَد.

تاریخ نویسانِ نزدیک به عصر یزدگرد سوم، گزارشهایی ـ با اسناد متصل و زنجیره‌های پیوسته ـ از گفتگوهای عربها با یزدگرد و سرداران سپاه او آورده‌اند که مضمون آنها کاملاً برخلاف مندرجات نامه منسوب به یزدگرد است.

برای نمونه: محمد بن جریر طبری که در قرن سوم هجری می‌زیسته، با اسناد متصل گفتگوی فرستادگان سپاه عرب با یزدگرد را گزارش کرده است و مضمون صحبتها خلاف آن چیزی است که در نامه یزدگرد از زبان وی نوشته شده است.

وقتی گزارش‌های مورخان نزدیک به عصر یزدگرد را از گفتگوهای او و سردارانش با مسلمانان، با محتویات نامه منسوب به او مقایسه می‌کنیم و سپس با در نظر گرفتن تصویر حقیقی جامعه ایران در آن روزگار ـ به گونه‌ای که در منابع معتبر منعکس است ـ درمی‌یابیم که نامه های عمر و یزدگرد نمی تواند واقعی باشد.

6 ـ ادعا شده نامه عمر بن خطاب به یزدگرد سّوم و پاسخ وی در موزه لندن نگهداری می‌شود.

موزه لندن که اساساً جهتِ مطالعات لندن شناسی دائر شده، فهرست همه اشیاء و اقلام تاریخی را که نگهداری می‌کند و همچنین تصاویری از آنها را در سایتش در اختیار کاربران قرار داده‌است و هیچ اثر و نشانی از نامه های مزبور در موزه لندن و هیچ موزه دیگری در جهان نیست. در دانشنامه بزرگ ایرانیکا  http://www.britannica.comو همچنین در دانشنامه  http://search.msn.com/encarta هم خبری از این دو نامه جعلی نیست.




:: برچسب‌ها: نامه عمر به یزدگرد, نامه یزدگرد به عمر, حمله اعراب به ایران, ایران و اسلام
تاریخ انتشار : جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

از ظاهر آیات قرآن و روایات بر می آید که، آدم و حوا علیهما السلام اولین انسان ها از نسل موجود بشر روی زمین بوده و نسل کنونی بشر به آن ها می¬رسد. اما ظاهراً قبل از این نسل بشر، موجوداتی شبیه به انسان بر زمین وجود داشته¬اند که به نوعی موجودات تکامل نیافته و ابتدایی محسوب می شدند.
ما معتقدیم انسانی که به عنوان اشرف مخلوقات شناخته می شود، از نسل آدم و حوا است. آدم و حوا اولین افراد این نوع هستند. پیش از آنان فردی از این نوع وجود نداشته و مخلوقاتی که بوده اند، از نوع های دیگر بوده اند. اما شباهت¬های بسیاری به ما انسان ها داشتند.
قرن¬ها از زمان آدم و حوا علیهماالسلام موجودات انسان نمایی روی زمین زندگی می¬کردند. شاید بعضی از آثار و فسیل-هایی که هر از گاهی از موجوداتی شبیه انسان به دست می¬آید، مربوط به همین ادوار باشد.
امام سجاد(ع) به یکی از اصحاب فرمود: آیا گمان کردی که خداوند پیش از شما مخلوقی را خلق نفرمود؟ به خدا سوگند! خداوند هزار هزار آدم و هزار هزار عالَم آفرید که شما در آخرین آن عوالم قرار دارید. ( بحارالانوار، ج 25، ص 25 )
پس بر اساس بعضی روایات، نسل کنونی انسان، فرزندان آدم و حوا علیهما السلام هستند، اما موجوداتی همچون انسان در نسل¬های متعدد روی زمین می زیستند که شباهت های بسیاری به بشر داشتند، هر چند انسان نامیدن آنان به معنای دقیق کلمه چندان قابل قبول نیست.




:: برچسب‌ها: آدم و حوا, انسانهای نخستین, انسانهای قبل از آدم و حوا
تاریخ انتشار : شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا

قطعا براى شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏کند

سومالی    بدون شرح




:: برچسب‌ها: سومالی, قحطی زدگان سومالی, مسلمانان سومالی
تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

 

احکام روزه

روزه آن است که انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایى که روزه را باطل مى‏کند و شرح آنها بعدا گفته مى‏شود، خوددارى نماید.

نیت

١۵۵٠ لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلا بگوید فردا را روزه مى‏گیرم بلکه همین قدر که براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام ندهد، کافى است و براى آن که یقین کند تمام این مدت را روزه بوده، باید مقدارى پیش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام کارى که روزه را باطل مى‏کند خوددارى نماید.

١۵۵١ انسان مى‏تواند در هر شب از ماه رمضان برا روزه فرداى آن نیت کند بهتر است که شب اول ما هم نیت روزه همه ماه را بنماید.

١۵۵٢ از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نیت روزه فردا را بکند اشکال ندارد.

١۵۵٣ وقت نیت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد، که اگر تا این وقت کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد و نیت روزه مستحبى کند، روزه او صحیح است.

١۵۵۴ کسى که پیش از اذان صبح بدون نیت روزه خوابیده است، اگر پیش از ظهر بیدار شود و نیت کند، روزه او صحیح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بیدار شود، نمى‏تواند نیت روزه واجب نماید.

١۵۵۵ اگر بخواهد غیر روزه رمضان، روزه دیگرى بگیرد باید آن را معین نماید، مثلا نیت کند که روزه قضا یا روزه نذر مى‏گیرم، ولى در ماه رمضان لازم نیست نیت کند که روزه ماه رمضان مى‏گیرم، بلکه اگر نداند ماه رمضان است، یا فراموش نماید و روزه دیگرى را نیت کند، روزه ماه رمضان حساب مى‏شود.

١۵۵۶ اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نیت روزه غیر رمضان کند، نه روزه رمضان حساب مى‏شود و نه روزه‏اى که قصد کرده است.

١۵۵٧ اگر مثلًا به نیت روز اول ماه روزه بگیرد، بعد بفهمد دوم یا سوم بوده،روزه او صحیح است.

١۵۵٨ اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بیهوش شود و در بین روز به هوش آید، بنابر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام نماید و اگر تمام نکرد،قضاى آن را بجا آورد.

١۵۵٩ اگر پیش از اذان صبح نیت کند و مست‏شود و در بین روز بهوش آید، احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را تمام کند و قضاى آن را هم بجا آورد.

١۵۶٠ اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدار شود،روزه‏اش صحیح است.

١۵۶١ اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر ملتفت‏شود،چنانچه کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد، باید نیت کند و روزه او صحیح است و اگر کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام داده باشد، یا بعداز ظهر ملتفت‏شود که ماه رمضان است، روزه او باطل مى‏باشد ولى باید تا مغرب کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام ندهد و بعد از رمضان هم روزه آن روز را قضا نماید.

١۵۶٢ اگر بچه پیش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، باید روزه بگیرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نیست.

١۵۶٣ کسى که براى به جا آوردن روزه میتى اجیر شده اگر روزه مستحبى بگیرد اشکال ندارد، ولى کسى که روزه قضا یا روزه واجب دیگرى دارد، نمى‏تواند روزه مستحبى بگیرد. و چنانچه فراموش کند و روزه مستحب بگیرد، در صورتى که پیش از ظهر یادش بیاید، روزه مستحبى او به هم مى‏خورد و مى‏تواند نیت‏خود را به روزه واجب برگرداند. و اگر بعد از ظهر ملتفت‏شود، روزه او باطل است، و اگر بعداز مغرب یادش بیاید، روزه‏اش صحیح است، اگر چه بى‏اشکال نیست.

١۵۶۴ اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگرى بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده باشد که روز معینى را روزه بگیرد، چنانچه عمدا تا اذان صبح نیت نکند،روزه‏اش باطل است، و اگر نداند که روزه آن روز بر او واجب است، یا فراموش کند و پیش از ظهر یادش بیاید، چنانچه کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد، روزه او صحیح و گرنه باطل مى‏باشد.

١۵۶۵ اگر براى روزه واجب غیر معینى مثل روزه کفاره، عمدا تا نزدیک ظهر نیت نکند، اشکال ندارد. بلکه اگر پیش از نیت تصمیم داشته باشد که روزه نگیرد، یا تردید داشته باشد که بگیرد یا نه، چنانچه کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد، و پیش از ظهر نیت کند، روزه او صحیح است.

١۵۶۶ اگر در ماه رمضان پیش از ظهر کافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد، نمى‏تواند روزه بگیرد و قضا هم ندارد.

١۵۶٧ اگر مریض پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد، باید نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روزه بر او واجب نیست.

١۵۶٨ روزى را که انسان شک دارد آخر شعبان است‏یا اول رمضان واجب نیست روزه بگیرد، و اگر بخواهد روزه بگیرد مى‏تواند نیت روزه رمضان کند، ولى اگر نیت روزه قضا و مانند آن بنماید و چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب مى‏شود.

١۵۶٩ اگر روزى را که شک دارد آخر شعبان است‏یا اول رمضان، به نیت روزه قضا یا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگیرد، و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است باید نیت روزه رمضان کند.

١۵٧٠ اگر در روزه واجب معینى مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد، روزه‏اش باطل است، ولى چنانچه نیت کند که چیزى را که روزه را باطل مى‏کند بجا آورد در صورتى که آن را انجام ندهد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

١۵٧١ در روزه مستحب و روزه واجبى که وقت آن معین نیست مثل روزه کفاره، اگر قصد کند کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام دهد، یا مردد شود که به جا آورد یا نه،چنانچه به جا نیاورد و پیش از ظهر دوباره نیت روزه کند، روزه او صحیح است.

چیزهایى که روزه را باطل مى‏کند

١۵٧٢ نه چیز روزه را باطل مى‏کند: اول: خوردن و آشامیدن. دوم: جماع. سوم:استمنا، و استمنا آن است که انسان با خود کارى کند که منى از او بیرون آید.چهارم: دروغ بستن به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر علیهم السلام. پنجم:رساندن غبار غلیظ به حلق. ششم: فرو بردن تمام سر در آب. هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح. هشتم: اماله کردن با چیزهاى روان.نهم: قى کردن. و احکام اینها در مسایل آینده گفته مى‏شود.




:: برچسب‌ها: چیزهایی که روزه را باطل می کند, استمنا’, رساندن غبار غلیظ به حلق, باقى ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

ماه مبارک رمضان و گرفتن روزه در این ماه پر فضیلت، دارای آداب و شرایطی است که در این فرصت به برخی از آنها اشاره می شود:

1.رؤیت هلال ماه

یکی از آداب ماه مبارک رمضان دیدن هلال این ماه شریف است. در کتاب «سنن النبی» به نقل از «تهذیب» شیخ طوسی (ره) ذکر شده است: آنچه از سنت رسول خدا (ص) ثابت شده، این است که آن حضرت خود، متصدى رؤیت هلال ماه مبارک رمضان می شد.[1]

http://www.qnaol.net/SiteCollectionImages/Daily_News/2008/September/26-9-2008/QNA_Shawal_Hilal13342609200.jpg

2. افطار وسحری خوردن

خوردن افطار و سحری از سنت های ماه مبارک رمضان محسوب شده، تا جایی که در شریعت اسلام از «صوم وصال»؛ یعنی روزه ای که بدون خوردن افطار و سحری به روزه روز بعد متصل شود، نهی شده است.

شیخ مفید در کتاب مقنعه می فرماید: از آل محمد (ع) روایت شده است که «سحرى» خوردن مستحب است و لو با یک شربت از آب. سپس می فرماید: روایت شده که بهترین غذاى سحر «خرما» و «قاووت» است؛ زیرا رسول خدا در «سحرها» از آن میل می کرد.[2]

در کتاب سنن النبى (ص) روایاتی در سیره پیامبر اکرم (ص) در باب افطار و سحری ذکر شده است که آن حضرت (ص) وقتى مى‏خواست افطار کند، با حلوا، شیرینى، رطب، خرما، شیر، نان خیس شده و... افطار مى‏کرد و اگر هیچ کدام نبود با آب خنک افطار مى‏نمود.[3]

نکته مهم در تناول افطار و سحری، حلال بودن آن است. در تفسیر روح البیان از بعضی از بزرگان نقل شده است که: "افطار بر لقمه حلال در نزد من از قیام شب و روز محبوب تر است و حرام است بر خورشید توحید که بر قلب بنده ای بتابد که در اندرونش لقمه حرام جای گرفته است. پس بر روزه دار لازم است که از غذای حرام اجتناب نماید؛ زیرا آن سمّ مهلک دین و سنت است".[4]

3. کثرت نماز، دعا، استغفار و صدقه

کثرت نماز، دعا، استغفار، قرآن و صدقه از دیگر آداب این ماه مبارک است. در سنن النبی آمده است:

سید بن طاوس در کتاب «اقبال» از جزء دوم تاریخ نیشابورى روایتى نقل مى‏کند که: چون ماه مبارک رمضان فرا مى‏رسید، رنگ رخسار رسول خدا (ص) تغییر مى‏کرد، و نماز خواندنش زیاد مى‏شد، و در دعا و درخواست از حق تعالى بسیار زارى و تضرع مى‏کرد، و از خدا ترسان بود.[5]

در کتاب «فقیه» روایت شده است: رسول خدا وقتى که ماه رمضان فرا مى‏رسید، تمامى اسیران را، آزاد مى‏کرد و به هر سائلى چیزى مى‏داد.[6]

در کتاب کشف الاسرار آمده است: مصطفى (ع) گفت: «من صام رمضان و قامه ایمانا و احتسابا غفر له ما تقدّم من ذنبه» گفت: هر که ماه رمضان روزه دارد و اندر شب وى قیام آرد، چنان که روزه فریضه داند و قیام سنّت، خداى عز و جل گناه گذشته وى بیامرزد‏.[7]

در خطبه شعبانیه آمده است: ... در وقت نماز دست به دعا بردارید که بهترین ساعتها است، خدا در آن نظر لطف به بندگان خود دارد به مناجات آنها پاسخ دهد و فریاد آنها را لبیک گوید و درخواست آنها را بدهد و دعاى آنها را مستجاب کند. ای مردم نفس شما در گرو کردار شما است، آن را به استغفار رها کنید. دوش شما از گناهان شما بار سنگینى دارد به طول سجود آن را سبک کنید و بدانید که خداى تعالى به عزت خود قسم خورده که نمازخوانان و ساجدان را عذاب نکند و آنها را روز قیامت به هراس دوزخ نیندازد ... هر که یک آیه قرآن در آن بخواند چون کسى باشد که در ماه هاى دیگر یک ختم قرآن بخواند... .[8]

4. روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی

در بین آداب روزه، مهم ترین آن روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی است. در تفسیر جامع به نقل از کافى، فقیه و تهذیب، از محمد بن مسلم روایت شده است که حضرت امام جعفر صادق (ع) به من فرمود: زمانى که روزه هستى، پس باید گوش، چشم، زبان، دست و پا و پوست بدن تو روزه دار باشد... .[9]

امام صادق (ع) فرمود: روزه گرفتن، تنها به خویشتن دارى از نوشیدن و خوردن نیست. مریم مادر عیسى گفت: «من نذر کرده‏ام که براى خداى رحمان روزه باشم» یعنى، جز به ستایش خداى رحمان، دهان خود را باز نکنم. اگر روزه گرفتید، زبان خود را حفظ کنید. چشم خود را فرو بخوابانید. نزاع مکنید. حسد مورزید. رسول خدا شنید که یکى از بانوانش با دهان روزه خادم خود را دشنام مى‏دهد. فرمود تا برایش خوراکى حاضر کنند و بعد به آن خانم گفت: میل کنید. خانم گفت: من روزه دارم. رسول خدا به او گفت: «چه گونه روزه‏اى که خادم خود را دشنام مى‏دهى؟ روزه گرفتن فقط با دهان بستن از خوراک و آب نیست». امام فرمود: هر گاه روزه گرفتى و دهان خود را از نوشیدنى و خوردنى بستى، باید گوش و چشم تو نیز از حرام و ناشایسته بسته شود: بحث و جدل مکن. خادمت را با نیش زبان آزار مده. آرامش و وقارى که ویژه روزه‏دارى است، از دست مده. مبادا روز روزه‏ات مانند روزهاى دیگر باشد.[10]

5. اهتمام ویژه به دهه آخر ماه مبارک رمضان

دهه آخر ماه مبارک رمضان، از ویژگی های خاصی برخوردار است. دو شب مهم قدر در آن قرار گرفته است، همچنین طبق سنت پیامبر (ص)، دهه اعتکاف محسوب می شود.

در کتاب کافى از امام صادق (ع) روایت شده است: چون دهه آخر ماه مبارک رمضان مى‏رسید، رسول خدا (ص) کمرش را محکم مى‏بست‏، و از نزدیکى کردن با زنانش احتراز مى‏کرد، شب زنده دارى مى‏نمود و خود را براى عبادت فارغ البال مى‏ساخت.[11]

 در کتاب «دعائم» از على (ع) روایت شده  است: رسول خدا دهه آخر ماه مبارک رمضان رختخواب خود را جمع مى‏کرد، و کمرش را براى عبادت محکم مى‏بست. و چون شب بیست و سوم فرا مى‏رسید، أهل بیت خود را بیدار نگه مى‏داشت. و به صورت هر کدام که خواب بر او غلبه می کرد آب مى‏زد که خوابش نگیرد. همین طور حضرت زهرا (س)، هیچ یک از أهل خانه خود را نمى‏گذاشت که در آن شب بخوابند، و براى این که خوابشان نبرد، غذاى کمترى به آنان مى‏داد و از روز، خود را براى شب ‏زنده ‏دارى آماده مى‏کرد و مى‏فرمود: محروم است کسى است که از خیر این شب بى‏بهره بماند.[12]

 


.[1] طباطبائی، محمد حسین، سنن النبی (ص)، فقهی، محمدهادی، ص 302،ح 343، کتاب فروشى اسلامیه ،تهران، چاپ هفتم، 1378ش.

[2]. همان، ص 295، ح 333.

.[3] همان، ص 294- 301.

.[4]آلوسی، تفسیر روح البیان، ج 1،ص 296. قال ابو سلیمان الدارانی قدس سره لأن أصوم النهار و أفطر اللیل على لقمة حلال أحب الى من قیام اللیل و النهار و حرام على شمس التوحید ان تحل قلب عبد فی جوفه لقمة حرام و لا سیما فی وقت الصیام فلیجتنب الصائم أکل الحرام فانه سم مهلک للدین و السنة.

.[5] طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، ص 300، ح 336.

.[6] همان، ص 296، ح 335.

.[7] میبدی، کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج ‏1، ص 488 و 489.

.[8] شیخ صدوق، امالى، کمره‏اى، ص 94 و 95.

.[9] بروجردی،سید محمد ابراهیم، تفسیر جامع، ج 1، ص 300، انتشارات صدر، تهران، چاپ ششم، 1366ش.

.[10] بهبودی، محمد باقر، گزیده کافى، ج ‏3، ص 134و 136، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول، 1363ش.

.[11] طباطبائی، محمد حسین، همان، ص 301 و 302،ح 342.

.[12] همان، ص 296، ح 336.

منبع : islamquest.net




:: برچسب‌ها: آداب و سنن ماه رمضان, رؤیت هلال ماه, افطار وسحری, روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی
تاریخ انتشار : پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٠ | نظرات شما ()
نوشته شده توسط : رضا یاراحمدی

طلاق، نهایی ترین راه حل

سفارش اسلام بر این است که پیمان ازدواج همواره محکم و استوار بماند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

تَزَوَّجُوا وَلا تَطْلِقُوا فَاِنَّ اللّه َ لا یُحِبُّ الذَّوّاقینَ وَلا الذَّوّاقاتِ.

ازدواج کنید و طلاق مدهید؛ زیرا خداوند، مردانی را که مکرر زن می گیرند و زنانی را که مکرر شوهر می کنند، دوست ندارد.

صیغه طلاق در صورت عدم حضور زوجه در دفترخانه غیابا جاری می شود

در آیین اسلام، طلاق به عنوان آخرین راه خلاصی از زندگی ناگوار مشترک معرفی شده است. طلاق، از مبغوض ترین مباحات و منفورترین حلال ها در اسلام است. که عرش الهی را به لرزه درمی آورد. مرتضی مطهری، در پاسخ این پرسش که با وجود چنین سخنی، چرا اسلام، طلاق را به یک باره تحریم نکرده است، می نویسد:

زوجیت، یک علقه طبیعی است، نه قراردادی و قوانین خاصی از نظر غریزی برای آن وضع شده است. این عقد با سایر عقود اجتماعی، نظیر بیع و رهن که در مواردی غیرقابل فسخ هستند، تفاوت دارد. به جهت اینکه آنها صرفاً یک سلسله قراردادهایی هستند که طبیعت در آنها دخالتی ندارد؛ برخلاف پیمان زناشویی که بر اساس یک خواهش درونی از طرفین و به اصطلاح، با یک مکانیسم خاص باید تنظیم شود.

بنابراین، طلاق که به گفته برتراند راسل نوعی دریچه اطمینان است، در حقیقت، آخرین راه حل برای رهایی از زندگی زناشویی نابسامان است که اگر پیش از فرا رسیدن زمان ضرورت به آن تن دهیم، مشکلی را حل نخواهد کرد.




:: برچسب‌ها: شناسایی برخی عوامل طلاق, طلاق، نهایی ترین راه حل
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ | نظرات شما ()